حکایت انگشتری پادشاه

بستن


حکایت انگشتری پادشاه

 

ملا هادی سبزواری در حکایتی منظوم از پادشاهی می گوید که برای نگین انگشترش در طلب جمله ای حکیمانه است که هرگاه در وقت غم و هنگام شادی که به آن می نگرد از آن عبرت کرده و حالش متغیر گردد.

پس در میان جملات اطرافیان به جمله ی فقیری بادرایت کفایت کرد که می گفت: "بگذرد این هم".

پادشاهی دُر ثمینی داشت/ بهر انگشتری نگینی داشت

خواست نقشی که باشدش دو ثمر/ هر زمان که به نقش کند نظر

هر چه فرزانه بود در ایام/ کرد اندیشه لیک همه خام

ژنده پوشی پدید شد آندم گفت بنگار (بگذرد این هم)

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی

ورود کاربر

RSS مطالب

آمار سایت

آمار سایت

تعداد اعضای سایت

شما هم به ما بپیوندید.

عضویت رایگان است.

عضویت در سایت