واعظ لطیفه پرداز

بستن


واعظ لطیفه پرداز

 

"ملا ادهم قرشی خلخالی" متخلص به "عزلتی" و مشهور به "واعظ" از عرفای قرون دهم و یازدهم هجری است و در شعب مختلف معارف انسانی، از جمله اخلاق و عرفان و شعر، صاحب اثر است.

دو حکایت به نقل از او می خوانیم :

  • حکایت اول:

گویند واعظی بر سر منبر موعظه گفتی. روستاییی مضطرب به درون مسجد آمد و فریاد برآورد که خری داشتم، گم کردم، برای رضای خدا، خر مرا بیاب.

واعظ گفت : بنشین که این خدمت به جای آورم و منت دارم.

چون مجلس آخر شد، گفت: هر که از این نصایح و تحقیقات که ما بیان کردیم، فیضی نبرد و قوتی نگرفت و در خود اثری ندید و حظی نکرد، برخیزد که با وی کاری و رجوعی دارم.

ابلهی از میان برخاست و قد راست کرد.

واعظ بدان مردِ خر گم کرده گفت: اینک خرت یافت شد، افساری و مهاری بر سرش بزن و هر جا که خواهی ببر!

  • حکایت دوم:

گویند شخصی به امیری گفت: چه شود اگر به محبت هر پیغمبری از صد و بیست و چهار هزار پیغمبر به من دیناری عطا کنی؟

امیر با وی گفت: به عدد آن چه بشماری و نام ببری زر بستان.

آن درویش دردمند چند نفر را بشمرد، بعد از آن عاجز بماند و گفت: نمرود پیغمبر، شداد پیغمبر، فرعون پیغمبر.

گفتند: آنها خود پیغمبر نبودند.

گفت: آنها خود دعوی خدایی می کردند و من برای دیناری، به پیغمبری شان فرود آوردم، شما قایل نمی شوید؟!

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی

ورود کاربر

RSS مطالب

آمار سایت

آمار سایت

تعداد اعضای سایت

شما هم به ما بپیوندید.

عضویت رایگان است.

عضویت در سایت