تاریخچه لباس زنان ایران

بستن


تاریخچه لباس زنان ایران

 

پیش از آنکه فرهنگ و تمدن آریایی در ایران زمین کنونی به دوران شکفتگی خود برسد، در هزاره سوم پیش از میلاد، در بخش جنوبی و جنوب غربی ایران که دامنه اش تا کرانه های دشت لوت و کویر مرکزی نیز می رسیده است، مردمی با فرهنگ و تمدن خاص زندگی می کردند که اینک آنان را "ایلامی" مینامند.

از آماری که این مردم بر جای گذاشته اند، چنین بر می آید که به پیشرفت های بزرگی نائل آمده و شهری مانند "شوش" بنیاد نهاده اند که به علت کهنسالی، ماد شهرهای جهان به شمار می آید.

درباره جنس و چگونگی دوخت جامه این بانوان و جامه تندیسه های دیگری که از بزرگان و ملکه های ایلامی به دست آمده، عقاید گوناگون اظهار شده است.

برخی با توجه به نقش و شیارهای پشم گونه ای که بر روی جامه ها دیده می شود آن ها را از جنس پوست و کسانی آن ها را از جنس دیگر ولی تقلید از پوست و گروهی آن را از برگ یا الیاف گیاهان می دانند.

مجسمه های گِلی و گِل پخته که در دوره های باستانی همراه با اجساد مردگان دفن می شدند ما را با کلاه ها و زیورها و جامه های زنانه بسیار متنوعی آشنا می شازند که می توانند از جمله مدارک مستند در این زمینه در هزاره های اول و دوم پیش از میلاد باشند.

بهترین و قابل استفاده ترین نمونه نقش جامه بانوان مادی، بر روی جعبه ای سیمین، که از گنجینه جیحون به دست آمده و در موزه بریتانیاست دیده می شود.

به طور کلی از این طرح ها و نقش ها پیداست که بانوان مادی جامه های بلند و چین دار با آستین های فراخ می پوشیده اند و زیورهای سیمین و زرین بر خود می بسته اند.

مادها و پارس ها چنان با هم قرابت و آمیختگی داشته اند که گاه تمایز بین آن ها مشکل می گردد. آنچه مسلم است لباس منسوب به مادها دوختی ساده تر داشته و از الگویی نسبتاً تنگ و چسبان پیروی می کرده. برعکس، لباس پارسیان، فراخ و گشاد، همراه با چین های فراوان بوده و ترکیبی مفصل تر داشته است.

دوران شاهنشاهی هخامنشیان که پس از مادها بر روی کار آمدند، آغاز شکفتن هنر و فرهنگ و شکوه تاریخ ایرانیان است. کشور گشاییها و قدرت و ثروت در این روزگار باعث آن گردید که ایرانیان به زندگانی بسیار مرفه و شکوهمند و پرتجمل دست یابند و جامه ها و پارچه ها و زیورهای گرانبها و زیبا بر خود بپوشند.

در این روزگار که تیره ها و مردمان گوناگون شاهنشاهی ایران هریک به فراخور سرزمین خویش جامه های قومی خود را می پوشیدند، پارسیان نیز همچون دیگران از پوشاک ویژه تیره پارسی که در میان دیگر جامه ها کاملاً مشخص و شناخته شده است استفاده می کردند، اما در میان خود پارسیان طبقات مختلف از : لشگری و کشوری، مرد و زن، همه یکسان جامه می پوشیدند و اگر جامه های آنان با هم فرقی داشت، تنها از دیده جنس و رنگ پارچه و آرایشهای آن بود، بدینسان که در طبقات ثروتمند از پارچه های لطیف تر و گرانبهاتر و پر آرایشتر و در طبقات کم چیز از پارچه های ساده تر و کم بهاتر استفاده می کردند.

مردم پارس نیز همچون بسیاری از مردمان روزگاران باستان، جامه های بلند و فراخ را می پسندیدند و زنان و مردان پارسی چون از دیده شدن پوست و تن برهنه شان بسیار شرم داشتند و برخلاف یونانیان آن زمان، نمایش تن برهنه و بی پوشاک را کاری برخلاف شرم و آزرم و بس زشت و ناروا می دانستند، کوشش داشتند، جامه ای بپوشند که بلند، فراخ و پرچین باشد تا گذشته از پوشیده بودن همه تن و بر، برجستگی های طبیعی اندامها نیز پیدا و نمایان نباشد.

پارسیان از زن و مرد، گذشته از زیر پوشهای سفید رنگ پنبه ای، قبایی فراخ و شنلی شکل با دامن چین دار و بلند می پوشیدند که از دیده دوخت و شکل جالبش در میان جامه های مردمان روزگاران باستان، مانندی بر آن نمی توان یافت.

هر قبای پارسی از دو بخش که به هم دوخته می شد، پدید می آمد؛ بخش نخست بالاتنه جامه بود که تقریباً به شکل دایره بریده می شد و نیمی از آن پشت و چین های زیر آستین و نیمی دیگر پیش سینه را تشکیل می داد.

بخش دوم دامن قبا بود که در کمرگاه به بخش اول می پیوست و بسیار پرچین و فراخ بود و در جلو پاها، چین های آویخته فراوانی داشت تا هنگام راه رفتن مانع گام برداشتن نباشد. قباها از دیده دامن بر دو گونه بود "یک چینه" و "دو چینه".

بانوان و مردان پارسی کمربند چرمی بر کمر می بستند و کفشهای آنان نیز از چرم بود و بندهایی داشت که در روی پا از درون هم گذشته کفش را محکم می کرد.

در این دوره کار بافندگی را بیشتر زنان انجام می دادند و کار و مشغولیت بانوان ایرانی، بافتن پارچه های گرانبها و سوزن کاری بود و حتی شهبانوها و شاهدخت ها نیز در دربار، بدین کار می پرداختند.

پس از دوران بسیار کوتاه سلوکی که اندک تأثیری از فرهنگ یونانی یا فرهنگ آسیای صغیر در فرهنگ و هنر ایران مشاهده می گردد، دوران طولانی و برجسته اشکانی فرا می رسد که مدت چهارصد و هفتاد سال طول می کشد.

جای افسوس است که در دوره ساسانی با انگیزه دشمنی و اختلاف مذهبی که میان خاندان اشکانی و ساسانیان وجود داشت، بسیاری از آثار و مدارک تاریخی و هنری و مذهبی این دوره درخشان در قلمرو حکومت ساسانیان نابود گردیده، از میان رفت.

آثار کشف شده نشان می دهد که اشکانیان و پارتها، از حیث فرهنگ و مظاهر دیگر تمدن مردمی بسیار غنی بوده، زندگانی آنان در شکوه و تجمل و زیبایی دوستی دست کمی از دوران هخامنشی و ساسانی نداشته است و از جمله تظاهرات این تجمل دوستی، وضع پوشاک پارتها و اشکانیان است که چه مرد و چه زن جامه های بسیار زیبا و برازنده و باشکوه می پوشیده اند و با زیورهای گرانبها و ظریف که جنبه هنری آنها بسیار قوی می باشد خود را می آراسته اند.

جامه زنان ایرانی در دوران اشکانی عبارت بوده است از: پیراهن آستین دار و بلند پرچین که دامن آن تا روی زمین کشیده می شده است و کمربندی از روی آن در زیر سینه می بسته اند که اندکی از گشادی آن کاسته، چین های بیشتری ایجاد می کرده است.

از روی پیراهن بلند پیراهن دیگری می پوشیدند که بلندی آن نسبت به پیراهن اول کمتر بوده و یقه ای باز و آستین داشت.

بستن سربندهای گوناگون و استفاده از کلاه های مخروطی بلند و طبقه طبقه که تور یا چادری از بالای آن آویخته می شد بسیار معمول بود. بانوان پارچه ای را همچون شنل از روی دوشهای خود می آویختند و یا از آن مانند چادر استفاده می کردند و گاه آن را به دور کمر می بستند.

سربند زنان مانند سربند و شمله های زنان کرد و لر بسیار بزرگ بود. دور لچک و روی سربندها و کلاه ها را با نگین ها و سکه ها و آویزها و با علائم مذهبی همچون: هلال ماه و ستاره و پیکره و از این گونه زیورها می آراسته اند و گردن بندها و سینه ریزهای فراوان و پر کار از گردن و سینه می آویختند و النگو و گوشواره و انگشترهای متعدد به خود می بستند.

و اما دوره ساسانی

تمدن و فرهنگ ملی ایران در دوره ساسانی با برپاداشتن آیین ها و آداب و رسوم کهن ایرانی دوباره تجدید حیات کرد و شیوه زندگانی مردم که پیشتر اندکی با رسوم بیگانگان درآمیخته بود، کاملاً رنگ ایرانی به خود گرفت.

در این دوران بسیار طولانی و مهم، وجود شاهنشاهان نیرومند و کشورگشا و پدید آمدن دربارهای باشکوه و ثروتمند و روی کار آمدن طبقه دهگانان(فئودال) ایرانی نژاد که در سرتاسر ایران زمین پراکنده بودند، زندگی پرتجمل و پرتفننی ایجاد کرد که اثرات تجملات در پوشاک مردان و زنان این عهد که نمونه هایش بر روی آثار گوناگون بازمانده است به خوبی نمایان است.

پوشاک زن ایرانی در این زمان از تنوع بیشتری برخوردار است و چون آثار و نمونه های نسبتاً فراوانی از آن روزگار از کنده کاری روی فلز و موزائیک و نقش برجسته و تندیسه و پارچه برای ما بازمانده است از اینرو با دقت و اطمینان بیشتری پوشاک و زیورهای بانوان را پی گیری کرده مورد پژوهش قرار داد.

گونه ای از جامه زنان این عهد مانند دوران پیش، عبارتست از پیراهن بلند و فراخ با آستین های بلند و گاه کوتاه که با بستن بندی در زیر سینه چین های فراوانی ایجاد می کرد. معمولاً بر انتهای دامن این پیراهن پارچه پُرچینی افزوده می شد که آن را از پیراهن های ساده و بلند پارتی جدا می ساخت.

از روی پیراهن شالها یا روسری هایی بر دوش و روی بازوان خود می انداختند که وقار و زیبایی بیشتری به پوشاک می بخشید و گاه از آن به صورت چادر نیز استفاده می کردند.

گاه از روی پیراهن بلند دامن مضاعفی با چین ها و زائده های شال مانند که به بالای دامن دوخته شده بود می پوشیدند و زائده ها را در خم بازوان خود می انداختند تا دامن دوم را بالاتر از دامن پیراهن نگاه دارد.

اینگونه دامن، پوشاک ویژه بانوان عهد ساسانی است و از پارچه های نازک و بدن نما دوخته می شد و از اینرو رنگ و نقش پارچه پیراهن از پشت آن نمایان بود.

گونه دیگر از پوشش بانوان پیراهنی است با دامن چاک دار که بلندی آن تا میانه ساق پا میرسیده است و چاکها که حاشیه دوزی نیز می شده دامن را در دور بدن به چندین ترک تقسیم می کرده است . با این دامن، شلواری که مانند شلوار مردانه است می پوشیده اند و نمونه اینگونه پیراهن زنان را بر روی ظرفهای سیمین ساسانی میتوان دید.

در دوره ساسانی پارچه بافی پیشرفت بسیار کرده بود و انواع پارچه ها و بافته های ابریشمی و پشمی و کتانی و پنبه ای با طرح ها و نقش ها و رنگهای زیبا در مناطق مختلف کشور بافته می شد که خواهان بسیار داشت و حتی بسیاری از کشورهای آن زمان که خود در بافندگی سابقه ای داشتند در بافت پارچه های خود از طرح های پارچه های ساسانی تقلید و اقتباس می کردند.

دوران صفوی

دوران صفوی در ایران پس از اسلام، از بسیاری جهات و خصوصیات به دوران ساسانی در ایران پیش از اسلام شباهت دارد، وحدت و مرکزیت یافتن سرزمین ایران در زمان این سلسله و توجه به سنتها و آداب و رسوم و مذهب خاص ایرانی و ظهور شاهان بزرگ و نیرومند، و آبادی و آبادانی ایران زمین و تشکیل دربارهای مجلل و پیشرفت رشتههای گوناگون هنرهای ایرانی از ویژگیهای این دوران باشکوه است.

در زمره این پیشرفتها و تحولات، از جمله توجه خاصی نیز به طرز پوشاک و بافتن پارچه های زربفت گرانبها و پدید آوردن و پوشیدن زیورهای گوناگون میشده است که همگی از ذوق و سلیقه ایرانیان این عهد حکایت میکنند.

از تاریخ آن زمان و از سفرنامه هایی که جهانگردان اروپایی درباره مردم و سرزمین ایران در عهد صفوی نوشته اند و از نقاشی ها و مینیاتورها و نمونه لباسها و پارچهها و زیورهایی که از این روزگار برای ما بازمانده و خوشبختانه مقدار آنها نیز فراوان است، چنین پیداست که زنان عهد صفوی، جامه های بس گرانبها و فاخر میپوشیده اند و پوشاک رویی آنان مانند جامه مردان، اغلب یک تکه بود یعنی بالاتنه آن از دامن جدا دوخته نمیشد و جز در چند مورد، چندان تفاوتی با جامه مردان نداشت.

قبای بانوان عهد صفوی در جلو از زیر باز میشد و بلندی آن تا مچ پا میرسید. آنان کمرشان را محکم نمیبستند و آستینهای قبایشان تنگ بود، آن چنان که به دست و بازو میچسبید و چینهای فراوان و زیبایی در بالای مچ دست ایجاد میکرد.

اغلب زنان کلاه کوچکی به شکل برج یا عرقچینهای زیبایی به سر مینهادند و لچکها و دستارهای سفیدی را به طرزی جالب به سر میبستند. کلاهها و عرقچینها معمولاً به وسیله بندی در زیر گلو نگهداری میشد و هر کسی بسته به شأن و ثروت خود کلاه و دستار را با پرها و جواهر و زیورها و مروارید میآراست و بر زیبایی آن می افزود.

برخی از بانوان از زیر کلاه، توری یا چارقد ابریشمینی را بر روی سر انداخته، دنباله و گوشه های آن را در پشت سر رها میکردند و گیسوان فراوان و پرپشت خود را بافته روی شانه می ریختند.

 

شلوار بانوان همچون شلوار مردان از پارچه های پنبه ای رنگین دوخته میشد که به وسیله بند شلوار ابریشمین که از لیفه آن میگذشت در دور کمر محکم میشد و بلندی ساقه های آن که اغلب از پارچه های راه راه یا نقش(نوعی شماره دوزی) دوخته میشد و دارای حاشیه زیبایی بود، تا مچ پا می رسید.

زنان از روی قبا در کمر، اغلب کمربندهای سیمین و زرین مرصع و گاه شالهای ابریشم و ترمه میبستند و شاهزاده خانمها معمولاً دو خنجر جواهرنشان از چپ و راست در لای شال کمر خود میگذاشتند که قبضه های مرصع آنها از پر شال خودنمایی میکرد.

جوراب به معنی امروزی در آن روزگار معمول نبود و فقط زمستانها یک گونه جوراب دوخته از پارچه پا میکردند. این گونه جورابها اغلب از پارچه های زربفت با ساقه های حاشیه دار کوتاه دوخته میشد و دور ساق و نوک و روی پنجه پا با قلابدوزی و سیمدوزی آرایش مییافت.

کفش ها اغلب به شکل نعلین یا گاهی به تقلید از کفشهای فرنگی به شکل "قونداره" بود که از ساغری های رنگین یا تیماج دوخته میشد.

بانوان هنگام بیرون رفتن از خانه، چادر بسیار بزرگ سفید یا بنفش رنگی بر سر میکردند و فقط جلو صورت باز میماند.

به طور کلی مردم این دوران چه مرد و چه زن، علاقه فراوانی به جامه های رنگارنگ و گلدار و زربفت و ابریشمین نشان میدادند و شال و کمر و دستار خود را حتماً از پارچههای گلدار و زریهای ظریف و گرانبها انتخاب میکردند.

دوران زندیه

در دوران نادرشاه و جانشینان او تحول چشمگیری در پوشاک بانوان ایران پیش نیامد جز آنکه به علل اجتماعی از تجملات و تفننهایی که در دوران قبل در امر پوشاک وجود داشت کاسته شد و جامه ها به سادگی گرایید.

در دوران زندیه پوشاک بانوان ایرانی گرچه در جلال و شکوه به پای دوران صفوی نمیرسید ولی آثار ظرافت به خوبی در آن نمایان بود.

از خصوصیات جامه های این دوره، کوتاه شدن دامن پیراهنها و قباها و در نتیجه نمایان شدن ساقهای شلوار و پوشیدن پیراهن بدن نما و رواج نوعی از خالق سنبوسه دار و کلیجه آستین کوتاه بود.

پارچه پیراهن ها اغلب از نخ و ابریشم ظریف انتخاب میشد و برخلاف پیراهن زیرین مردان که یقه اش از پهلوی گردن باز و بسته میشد، چاک پیراهن از جلو و وسط باز میشد و در زیر گلو با بند یا دگمه کوچکی، بسته می شد.

شلوار بانوان چه گشاد و چه تنگ از پارچه های راه راه و به طور مورب دوخته میشد و لبه یا حاشیه دهانه آن را از پارچه های به رنگهای مختلف انتخاب میکردند.

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی

ورود کاربر

RSS مطالب

آمار سایت

آمار سایت

تعداد اعضای سایت

شما هم به ما بپیوندید.

عضویت رایگان است.

عضویت در سایت