رویین تنی در متون حماسی جهان

بستن


رویین تنی در متون حماسی جهان

 

حماسه به فتح اول به معني دلاوري و شجاعت است . حماسه شرح تاريخ قبل از دوران تاريخي است .

آثار حماسي در بر گيرنده ي زمينه هاي مختلف ملي ، قومي ، پهلواني و داستاني  مي باشد . از جمله موضوعاتي كه در آثار حماسي مورد بحث قرار مي گيرد رويين تني است . انديشه ي رويين تني كه ريشه اي كهن دارد ، در واقع نمايشي از آرزوي بشر نسبت به آسيب پذيري ، بي مرگي و عمر جاويد است .

در حقیقت میل به جاودانگی و فنا ناپذیری که به نوعی درذات بشر نهادینه شده ،تحت عنوان روئین تنی در متون حماسی مفهوم می پذیرد.

بنابراين رويين تن كسي است كه هيچ حربه اي بر او اثر نكند . نيروهاي مافوق طبيعي او را شكست ناپذير كرده اند و فقط يك جاي بدنش رويينه نيست . يعني يك نقطه ي ضعف دارد ،که درنها یت قهرمان را به مرگ که سرانجام کار بشر است نزدیک می سازد.

در اينجا به اختصار برخي رويين تنان در متون حماسي جهان را معرفي مي كنيم :

  • اسفنديار

اسفنديار جهان پهلوان ايراني در روايات ملي نوه ي لهراسپ و پسر گشتاسب پادشاه كياني است و در متون اوستايي از او به نام «‌ سپنتوداته » به معناي مقدس آفريده يا آفريده ي خرد پاك ياد شده است . بر اساس روايات اوستايي ، زرتشت اناري را به او خورانده و او را رويينه كرده است و هم نقل شده كه زرتشت به پاس خدمات گشتاسب ، پدر اسفنديار ، به دين بهي اسفنديار را در چشمه ي مقدس شست وشو داد و هنگام فرورفتن در آب ، چشمانش را بست . بنابر ايت نقطه ي ضعف اسفنديار چشمان اوست كه در نبرد با رستم و با راهنمايي سيمرغ از همين نقطه ي ضعف  باتیر زهرآگین رستم از پا در مي آيد .

اسفنديار

  • آشيل

دومين قهرمان رويين تن ، آشيل يا آخيلوس فرزند پله پادشاه ميريميدون مشهورترين قهرمان افسانه اي يوناني است طبق روايت هومر در ايلياد ، مادر آشيل ، تيتس كه از ايزد بانوان بود ، آشيل را در رودخانه ي سيتكس كه دور تا دور جهان مردگان را فراگرفته است فروبرد و آشيل رويين تن شد مگر از پاشنه ي پا . در جنگ تروا تير به پاشنه ي پاي او اصابت كرد و كشته شد .

  • بالدر

در افسانه هاي اسكانديناوی ، بالدر رويين تن است و همه ي عناصر سوگند خورده اند كه به او آسيب نرسانند، جز گياهي حقير موسوم به دبق و همين گياه سرانجام باعث مرگ بالدر شد .

بالدر

  • زيگفريد

در حماسه ي آلماني نيبلونگن ، زيگفريد رويين تن است . اژدهايي را مي كشد و با غوطه خوردن در خون او ، رويين تن مي شود . نقطه ي ضعف او جايي بين دو شانه اش است كه برگي بر آن افتاده بود و هنگام غوطه وري ، رويينه نشد . هاگن با زدن ضربه اي بر آن محل او را مي كشد .

زيگفريد

  • گیل گمش

در كهن ترين حماسه ي جهان يعني حماسه ي « گيل گمش » نيز جوهره ي حماسه ، چاره ناپذيري مرگ است . قهرمان حماسه كسي است به نام گيل گمش ، دو ثلث وجود او جنبه ي الهي دارد و يك ثلث او آدميزاد است . او پادشاه ستمگر و جبار سرزمين « اُرُخ » است . خدايان براي شكست او «‌ اِنكيدو » را مي آفرينند .

آن دو پس از جنگي تن به تن با هم دوست مي شوند و گيل گمش نيكو كار شده ، متوجه اين حقيقت مي شود كه مرگ را چاره نيست . حماسه ي گيل گمش داستان مرگ و زندگي و از نخستين تفكرات فلسفي در باب مرگ است كه به سبك حماسي بيان شده است . اين حماسه به عنوان قديمي ترين گزارش از جست و جو براي زندگي جاويد است .

گیل گمش

نظرات   

 
0 #1 بابک 1393-12-01 14:44
افراسیاب یک پهلئان توراتی بوده است و او چند ین سال پیش ازشاهنامه در کتاب ده ده قورقود نوشته شده بوده است که با نام آلپ ارتونقا آمده است و به گفته بیشتر مورخان قصه ی اقراسیاب تقلیدی از کتاب ده ده قورقود بوده است و حتی برخی هیولای یک چشم هومر را نیز برگرفته از داستان تپه گوز در کتاب ده ده قورقود می دانند. من ترک نیستم فارس هم نیستم ولی باید حقیقت را نوشت تازه حماسه آشیل دومین نیستب بلکه به نظا بیشتر مورخان اولیه
نقل قول
 

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی

ورود کاربر

RSS مطالب

آمار سایت

آمار سایت

تعداد اعضای سایت

شما هم به ما بپیوندید.

عضویت رایگان است.

عضویت در سایت